دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

يااوستا
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی:

ساموليکم اوسا کريم.مدتيه اوضامون بيريخته، از اوقات تلخيای بازارچه ای که بگذريم،.....نامرديای نالوطيا که شاخ رو سر آدم سبز می کنه رواگه از بيخش سر بخوريم،......۲ تا موضوع داره حال مارو بيريخت تر ميکنه،.....می دونی که!؟......

اوليش: آدم با چشای خودش می بينه که يه مشتی ای مياد يه درخت رو می شونه ،سرسبزش می کنه و به اهل محل وعده باروريش رو ميده اما دست روزگار سايه ش رو ازسر درخت و اهل محل کم ميکنه ودرخت رو ميده دست ديگرونی که ميگن مام تو اومدنش و درخت کاريش شريک بوديم و راستم ميگن اما غیراز اونا يه عده ديگه هم بودن........حالا يه مشت از اين آدما  ادعا ميکنن که درختو پرورش ميدن وگنده ش ميکنن،از شر باد و کرم و.....ميگن که می خوان حفظش کنن،آخرش خودشون  خرابش می کنن ...... خودشونو ميشونن سر شاخ و بن می برن.......ميگی واسه چی؟ميگن دوس داريم کرم تو برگاش نيفته،آخه ميخوايم سايه گستر باشه ......آره!اوسا برای مبارزه با کرمی که....حالا هست يا نيست،شايدم اشتب ميکنن ومادرو باکرم عوضی ميگيرن ........درخت رو از جاش در ميارن.......حالا.......

دوميش:خوش به حال پارسال ،همين روزا....يادته اوسا؟ مارو دعوت کرده بودی به خونه ت؟هان؟حواست جمعه که چی ميگم؟همچو روزايی لباسامو داشتم تا ميزدم،همون لباس سفيدايی که واسه مهمونی خريده بودم ........همچين روزايی آماده ميشدم بيام اونجا.......عجب شور وحالی بود .....خوب ديگه دلم هوای پارسالو کرده........يعنی پکرم،دمغم.......چراامسال نه؟چرا اومدنی نشديم؟.........حالا که اين جوره ......ميدونم که اوضام بيريخته و تو هم اونقده صنم داری که ياسمن توش گمه.....اما جون ما !جون اين سيبيلا،قربون قدت برم،نوکرتم،....جون اون ۲تا۷تا.....جون اون يکی(مادراوناروميگم که دختر اوسای مشتيا بود).....جون اون يکی........بابای همه رو ميگم،جون اون ۲تا ۶ تا......بياومردونگی کن و اين روزا دل و روحمونو بکش اونورا.....بيايم از همينجا اونجا باشيم و باهات حال کنيم اونم در کنار فاطی خانوم.....(بدون فاطيم هرگز!آخه ميخوام دمشو ببينم واسم زن بگيره).......من ميدونم که ميشه از تو خونه خودم تو خونه ت باشم ،تورم بيارم با سلام وصلوات تو حونه دلم جا بدم.........زندونيت کنم و نذارم در بری...........خوب همينو ميخوام..........ميخوام بازبون خوش و با پای خودت بيای تو خونه دلم جا کنی و منو ببری اونجاها.......ميخوام پر بکشم وبيام پيشت ميشه؟........همين ......اوسا جون.....بازم نوکرتم.......زت زياد! ...........ايول