دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

يادش به خير
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی:

اين اوسا کريم خيلی از کاراش (که البته به آدما نرفته) توش يه درساييه که آدما يا نميفهمن يا خودشونو ميزنن به نفهمی يا ميفهمن و مرد درس گرفتن ازش نيستن يا درسم ميگيرن و فراموش ميکنن يا........فقط  چن تايی اوسا  هستن که پای درس زانو ميزنن و می فهمن و عمل ميکنن،که اونا هم مردم قدرشونو نميدونن.....

شما تا حالا خونه موقتی رو ديدين؟زير گذر بودين؟رفت و اومدای موقتی.....بعضيا فقط يه لحظه اززير بازارچه رد ميشن و حتی دريغ از۱ثانيه توقف ،بعضيا مکثی و خريدی و دبرو،بعضيا وای ميسن و مشتری ميشن ،بعضياشونم سالها موندگار ميشن و يه روز صدای لااله الاالله....

عرفات قشنگترين نمونه گذرگاهه ميای و جل و پلاست رو پهن ميکنی هنوز با محيط انس نگرفتی که بانگی بلند ميشه  که پاشين مشتيا محمل رو بربندين که وقت رفتنه،اينجا .....گذرگاهه.......نيمه روزی رو موندين تا ببينين کی هستين چيکاره هستين؟با گذشته هاتون خلوتی و با پيروی از بابا و مادر (آدم وحوا)توبه ای ميزنين تو رگ؟قول و قراری با اوسا کريم ميذارين؟مطمئن ميشين که اينجا گذرگاهه؟می فهمين که خيزش و حشر چيه؟دوزاريتون ميفته که نشر چيه؟فردا نگين نفهميديم!!!!!!!.......اينا علومته......کفن پوشانی هستين با تصويری از قيامت،باز هم منيت؟باز هم شرک؟بازهم؟...........بازم مردم آزاری که از همه ش بدتره؟.......حق الناس؟به اسم خدا هر غلطی کردن؟........اسم خدارو بردن و انکار عملی؟يا پررويی و انکار لفظی و عملی؟.....

ولی چه کنيم که هم غافليم و هم فراموشکار........خدايا خودت درياب

زت زياد