دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

بازم يا مولا خودت
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی:

سلام چه طوری مولا؟از دست ما دلگيری؟فکر ميکنی تو شيعه تو بودن دوروغ می گيم؟ نه.... خدا نکنه اين جور باشيم.البته بااون چيزی که تو ميخوای و ميگفتی خيلی فاصله داريم......به هم ريختيم آقاهمه چی باهم قاطی شده،حق.....باطل.......معلوم نيس کی خالصه،کی ناخالصه.....خيلی از اون خالصای ناب که نتونستن تنگی زمين رو تحمل کنن و پر کشيدن طرف اوستا کريم و اومدن پيش شماها...خوش به حالشون....راستی ببينم تحويلشون که ميگيری؟مجتبی،غلومرضا،محمد علی....علی،جواد......اوه مگه ميشه اسم همه شونو آورد؟ جون ما هوای همه شونو داشته باش.....چی ميگم؟جون اونا هوای مارو داشته باش..... ميگم بعضيا فکر ميکنن ماداريم قديس می سازيم و اسطوره......مگه اسطوره نيستی؟من که تا حالا نديدم حتی دشمناتم رو برتريهای اخلاقيت بتونن گير بدن و منکر بشن.....واسه همينه که نوکرتيم.حالاممکنه عده ای هم خوششون نياد ما باهات حال کنيم.خوب عيبی نداره ماهم خوشمون نمياد که اونا با ديگرون حال کنن......بی خيالش

راستی از اون نماز مشت و خالصی که تونوجوونيت به رسول الله اقتدا کردی،از اون شبی که جاش خوابيدی،از نکشتن عمروبن عبدود تو عصبونيت گرفته تا کندن درخيبر،از کيسه طعام بردوش گرفتنت وناشناس درخونه مردم رفتنت گرفته تاصورت به آتيش تنورنزديک کردنت از ترس غفلت از وضع شهروندهات.......چی ميگم؟همه زندگيت الگوی مشتياس.......همه ش نشون دهنده صلاحيت امامتته ......حقانيتت رو نشون ميده....کاش بودم و ميتونستم دستت رو،دستای پينه بسته از کارتو نخلستونو ميگم،تا صورتت رو،صورتی که درهر شبانه روز بااشک شورچشمانت از بيم خدا شسته ميشد،تا پاهات رو ببوسم،عشق من،.......ابوتراب......نوکرخودتم و مريدات.....راستی که يادروح الله ت به خير و جاش خيلی خاليه خيلی .....خيلی......

اعياد شور آفرين بر همه خداجويان مبارک.....راستی چه بهمن پربرکتيست امسال