دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

نور بالاها
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٧/٢٦  کلمات کلیدی:
به نور بالاها،عرفان پيماها،اونايی که آسمونی شدن،بال در آوردن و نزديکای« قاب قوسين » رسيدن، ميگم :من که از اين چيزا سر در نميارم ...
خواجه ميگه :
بی پير مرو تو در خرابات
هرچند سکندر زمانی
مواظب باشين تند نرين ،افراط نکنين،از ما خيلی جلو می افتين...ديگه ما هم هيچ وقت به شما نمی رسيم....عقده ای می شيم!!!......