دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

سور
ساعت ٤:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۸/۱٤  کلمات کلیدی:
آورده اند فلک زده ای قبل از ماه مبارک رمضان،۷۰ شام گرسنه بخفت که در ماه مبارک به طفيل روزه داران در سورچرانی افطار دهندگان،خود را بسازد ولی در همان نخستين شب ماه بمرد.
اما قپان زده ای برای تنعم بيشتر از افطار ۷۰ شام، بهترين شام بخورد تا برای خوردن ،سلامتی بازيابد.وآنگاه ۳۰ شب بر سفره مردم زانو زد و به چنان وضعی رسيد که به هنگام توزينش چوب قپان بشکست.


آنکس که قپان شکن شد از بيش خوری
گامبو شده بود آن زکم و بيش خوری
گفتا که چرانيدن سور از سر عشق
احسن بود از آنکه تو از خویش خوری
و اینک دوره گرد به تأسی از دومی در انتظار دعوت یاران و شکستن چوب قپانداران لحظه می شمارد.شاید زنگی به صدا درآید و او را به سور چرانی فراخواند. هرچند که در این دنیای وانفسا امیدی نیست...

بی خیالش...