دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

تنهايی
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۸/٢٥  کلمات کلیدی:
.................. وفات حضرت خديجه (س)برای دونفر بسيار سخت بود..............اول نفس شريف حساس و عاطفی حضرت رسول اکرم ص .و دوم دل پاک يتيمه شعب ابيطالب حضرت زهرا (س)......شايد بتوانيم لغزيدن اشک برگونه های اسوه صلابت وانسان کامل ،پيامبر رحمت تصور کنيم .....شايد بتوانيم احساس کنيم با خديجه چه ميگويد. ولی هيچگاه درد دل اورا نميتوانيم درک کنيم..............سخت است بزرگترين پشتوانه عاطفی و اقتصادی را از دست دادن وبه خاطر روحيه نگرفتن دشمن دم بر نياوردن........آن سالهای دور دربرابر ديدگان او تصویر می شود: آه جامه برتن من پوشاندی تا از سختی دريافت وحی به خودآيم و......راهی دراز را آغاز کنم که خليفه اللهی بشر را برفرشتگان ثابت کند.........آری زخمهای سنگهای کوچه وگذرگاه هابرسروصورتم خون را جاری می کرد و...این،توبودی که مرحم می نهادیو......توبودی ودستهای محبتت وديگر هيچ.راستی ايام محاصره اقتصادی را چه کسی بر بلال و عمار و.......قابل تحمل کرد؟ راستی چه کسی غيراز تو صلاحيت و قابليت پرورش دختری را دارد که در رديف پيامبران است؟........چه کسی اولين نمازگزاربود؟....................جزتو؟..ومن با اشکهای ديدگان فاطمه چه کنم . خود در عزای تو می سوزم آنگاه ...چه گونه اورا تسليت بدهم؟....................اين دردها درد کمی نيست که بر پيامبر رفت.همسر انسان لباس تن است آنهم اگر خديجه باشد. رسول خدا در اين عزاداری هم مظلوم است وآنگونه که بايسته است به او تسليت نمی گوييم وبااو همدردی نمی کنيم