دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

خاکستری
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/٧  کلمات کلیدی:
آي مردم از دست بي مهري هاي بزرگتراي فاميل مخصو صا فاطي خانوم ،خاكستري شدم......خودمونيما عجب دكون دو نبشي واز كرديما.....بيچاره فاطي خانوم از دست ما كلافه س تازه ما طلبكار هم هستيم....... اينم بخاطر تغيير صفحه و تنوع بود ولي راستشا بخواين از رنگش خوشم نمياد .حاجيتون رنگ شاد و حركت آفرين دوست داره......اگه كسي بلد بود بهمون ياد بده رنگشو عوض كنيم.......راستي ننگ با رنگ پاك ميشه؟
.......خداجون ترا به مولا كمكمون كن كم خودمونو بارنگ ولعاب جور ديگه اي جلوه داديم؟
.........كم با حرفايي كه خودمون بهش عمل نكرديم خودمونو خوب جلوه داديم؟...كم من ثناءالجميل لست اهلا له نشرته.........
......كم مردمو رنگ كرديم تا خرمون از پل بگذره؟
بيا كمك كن رنگاو زنگارهرو پاك كنيم.
.........سر پل صراط با ما چه ميخواي بكني؟
.....ما كه تسليميم. ميدونيم اكثر اهل جنه هم از طايفه خودمونن...اكثر بلهاء اهل الجنه.....
....ولي به اين بيچارگي ما رحم كن......اونجا اگه مارو مفتضح كني با چه رويي تو چشاي مردوم نيگاه كنيم؟
حالا ما نامردي كرديم تو مردونگي كن.....كوتاه بيا
ميگن رحمتت وسيعه...ماهم اميدمون وسيعه ...چون پيش خودت اومديم پس جون ما نااميدمون نكن
.....بچه ها ..........يه چيز ديگه ميخواستم بينويسم يه چيز ديگه شد اونم بدون سانسور و از اين چيزا ...مي بخشين ديگه....شما هم كوتاه بياين.
...راستي از دست شامورتي بازي هاي حاجيتون خسته نشدين؟ من كه خسته شدم
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
ببخشيد از بس رنگ خاکستری منو به هم ريخت برگشتم سر خونه قبليم با همون رنگ قبلی. اميدوارم مارو بخشايشی کنين