دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

عشق اينوری ،اونوری (۱)
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

عشق اينوری(دنيايی)
در مورد عشق دنيايی مطالعات زيادی کردم....
چه شبهايی که نخوابيدم و سوت زدم و زنجير دور انگشتام چرخوندم و چه روزها که چشمام رو به پشت کتابها خيره کردم و تا شب سپری کردم.!!!...
خلاصه ديدگاه دانشمندان بزرگ جهان را به صورت کلمات قصارشان تقديم می کنم...


عشق:مانند مردابيست که برای آب تنی توش ميری غرق می شی

(ق-ق)


عشق مث رمليه تو کوير که پات توش گير ميکنه،آخرش يا زورو(zoro)بايد نجاتت بده يا خودت ازش در ميری يا مي ميری.

(قلی-ق)

عشق مث ژيانيه که اولش تو از اون سواری می گيری،يه روزی هم اون از تو سواری می گيره.

(ق-قپانی)

عشق دستمايهء بهروزهايی است که سوژه خالی بندی کم دارند.

(قلی-قپانی)

عشق مث پازل تو دست بچه هاس،همه می خوان بچيننش،بعضی ها حوصله شو ندارن،بعضی شروع می کنن نميتونن تا آخرش برن،بعضی شون تا آخرش ميرن بعدش ميگن حالا چی؟؟!!.. .

(ق-دوره گرد)

عشق مث تخم مرغ برای دانشجو و جووناس،هروقت غذا کم بياره اونو نيمرو می کنه.هروقت هم حرف کم بياره از عشق می گه.

(قلی-دوره گرد)

عشق مث اجل معلقه که می گرده تا تو سر يه آدم حواس پرتی فرو بياد.

(ق-د)

عشق مث آبه،تو کوير سوزان که بخار ميشه و هيشکی رو سيراب نمی کنه.

(مخلص فاطی خانوم)



ببخشينا!از همه عاشقا و عاشق نماها معذرت خواستيم،ديگه خودش اومد به ما ربطی نداره!!....

عشق اونوری رو بعدا ميگم!!!....