دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

دکتر شريعتی......
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢۳  کلمات کلیدی:
از بزرگ مشتيای روزگار بود که نوکرشم......او....در زمانی که مادی گراها نفس کش می طلبيدن و کسی نبود بتونه با زبون جوونا اونارو توجيه کنه و سر جاشون بشونه و بچه هارو ازدام وبندشون نجات بده .....اين مرد مزينانی که وارث سر بداران بود در برابر هجوم نالوطيای خدا نشناس وايساد و به خوبی از خدا و دين و خاتميت دفاع کرد.و از انتظار،مکتب اعتراض حرف زد.......اين مشتی بزرگوار که نور به قبرش بباره با حرف خوب زدن و خوب حرف زدن پته رژيم شاه را رو آب می ريخت و با بيان پس از شهادتش تکليف دانشجو ها و قشرای مخلص که اسير نان و نام نشده بودن رو مشخص کرد.
.......اين آقا که با مولاش(علی تنها) محشور بشه...... علم مخالفت با تحجر و رکود انديشه اسلامی رو بر دوش گرفت و رفت تا آنجا که جان يرسر ايمان و عقيده ش باخت.
....اونايی که بخوان منکر اثر وجوديش بشن بيغن يا نادون يا مغرض......
من زير بازارچه با دانشجو های مشتی آشنا بودم وميدونم چه قد ازش بهره بردن......و چه قدر ازش خط گرفتن واز بيدينی دس کشيدن.......راستی طنين صداش هنوز طعم زيبای معلمی را ميده که با وجودش خون حيات دررگ دانش آموزاش و دانشجو هاش ميدمد........نوکرش بودم وهستم و خواهم بود ......با صدای بلند هم اعلام ميکنم ......ديکته ننوشته غلط نداره قربون قلمت که نوشت.......قربون صدات که بيدار کرد ....هرچند چندتا اشتباهم داشته باشه.....
.....راستش يادش مستم ميکنه به طوری که بين مشتی گری و آدم معمولی ملق (معلق) ميزنم.......نثر امروزم هم به همين خاطر قاطی شد......منم اصلاحش نميکنم......بيخيالش ....تا اثر مستی معلوم بشه......هم نو کرشم هم نوکر همه شما بچه های مخلص........زت زياد
.....حال علی يزدی رم ميکنم تو قوطی .....بی خيالش