دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

سرگذشت يک نالوطی
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٦  کلمات کلیدی:
هرچه زورم بيشتر شد، عقلم کمتر شد.
هرچه عقلم کمتر شد، ادعايم بيشتر شد.
هرچه ادعايم بيشتر شد، عملم کمتر شد.
هرچه عملکردم کمتر شد، آبروریزیم بیشتر شد.
هرچه آبرویم کمتر شد، گردن کلفتیم بیشتر شد.
هرچه کلفتی گردنم بیشتر شد، علمم کمتر شد.
هرچه علمم کمتر شد، زورم بیشتر شد.
هرچه زورم بيشتر شد، عقلم کمتر شد.
هرچه عقلم کمتر شد.......
راستی ما مشتی هستيم يا نا لوطی؟؟؟!!!!......مواظب باشيم!


..........بی خيالش........زت زياد...........