دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

آثار وبگردی در شب
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٧/٢۳  کلمات کلیدی:
تنهايی،از تنهايی خوشم مياد،بزکوهی،الاغ،از همه متنفرم،رنگ سبز قداست رو داره،جمکران خوش گذشت،حوزه هنری چای ميفروشه،آه من ليلا هستم،زينب يادته با من چت کردی؟،من عصبيم الان خرخره ات رو می جوم،من می خواهم قهر کنم،وبلاگ رو سه طلاقه کنم،ترو خدا نکن به جون آهوی سه گوش رحم کن،من ۴تا علامت مثبت دارم،تو چندتا؟۵تا..چرا ۵تا؟چون لحظاتی است که کار بهتری ندارم.من ۱۳ سالمه تاس هم هستم قصه هم مينويسم،دوباره نوذری ميگه ۱۳ ساله ها نميتونن..علی کوچيکه نکنه تو جات وول بخوری،بستنی ممدلی غول بخوری، من ميگم فرهنگ خوبه،اون ميگه فرنگ خوبه،سومی ميگه جنگ خوبه،چهارمی ميگه صلح پس از جنگ خوبه..آی کويريم،يک قطره آب خشک به ما برسونين ،يادته بمبارون تو زير زمين مرديم؟همه تون خوبين به خدا نوشته های منم رو بخونين،من با شماها زندگی می کنم. آخ کارت دانشجويی من گم شده. ممنون که به من سر زدی.صبح کتک خوردم،بچه ها هم تيغم زدند. پروپوزالم قبول نشد،چرا نمی گی چه مرگيته؟..احتمالا کمی عاشق شدم ...عاشق کی؟...يا خدا يا خلق خدا يا يکی از آدما..مگه فرقی هم می کنه؟. يه هو چشماشو باز کرد هری دلم ريخت پايين،مهتاب اومد خونه مون بعدشم رفت، خيلی بد شد....