دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

صابخونه
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٤  کلمات کلیدی:

....صابخونه،سلام.......ماداريم ميايم مهمونی.......لباسامون که نو نيس ولی شستيمش،.......اگه کمک کنی دلامونم ميشوريم،صيقلش بديم.....سربزير و بانشاط ميايم پيشت سور چرونی.

سور و ساتمونو جور کن، ميخوايم کمک کنی لبی هم تر کنيم،سنگ تموم بذار تاازت ياد بگيريم و اگه مهمونی اومد خونه مون ازش خوب پذيرايی کنيم،........جای خوب بشونمون ورزق خوب،سوفره ت که حتما معرکه س،يه جوری کن که بتونيم تا ميشه از اين سوفره استفاده کنيم و بلنبونيم،.....اوس کريمی ديگه،نوکرتيم........رامون بده،تو ديگه مثه بعضيا مشتی ضايع کن نشو.........

زت زياد.......