دوره گرد

دلنوشته های يه مشتي وقت تنهايی زير گذر وقتی كه همه لوتی گريهای گذشته رو بر بادرفته می بينه

گله
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٠  کلمات کلیدی:

ميدونين چيه؟ما حد وسط نداريم؟اون قديما،همه چيزمون تو ولگردی و به قول يکی از اوساها،چرخه خور و خواب و شهوت زندگيمونو ميچرخوند،......نه به اونورا نيگاه ميکرديم(بالاهارو ميگم)،نه دنبال اين بوديم که ببينيم کی هسيم و چی هسيم واز اينجور چيزا.......برامون مهم نبود که از کجااومديم و به کجاميريم واز اين حرفا.....شبا تو تلفون عموميا مستای بی خونمون کپه مرگشونو ميذاشتن وصدتا صحنه ناجوری که بيشتر به آزادی حيوونا ميخورد تو کوچه و خيابون ديده ميشد.برين ببينين برنامه جشن هنر شيراز چی بود؟ و .......يادمه .....سرتاسربلوار کشاورز چادرزده بودن برای فلون جشنی قمار ميزدن و عرق سگی کوفت ميکردن و .......

يه اوسای پيری اومدو حرفايی زد و حرکتی و خيزشی،اما وردستاش يه شبه خواستن از اون مردمی که گفتم اونجوری زندگی کرده بودن (صاحب جواهر) بسازن و امامزاده پرورش بدن،هدفشون خوب بود ولی شدنی نبود،مدتها کار لازم بود تا اينا روش کارشون عوض بشه ولی اصرار و عجله باعث زدگی عده ای از مردم  شدديگه.....جوونايی که اونور انقلاب تو صف فيلمای زبونم لال ناجور بودن تو کوران انقلاب رفتن تو صف نفت تا برا پيرزنا و مستضعفا خدمت کنن و بعدشم با کوکتل مولوتوف رفتن سراغ دشمنای مردم و بعدشم با کلاش تو جبهه جونشونو گذاشتن کف دستشون،....عملکرد ضعيف فرهنگی باعث شد که ميل به عقبگرد تو مردم شديد شده و .....انقلبتم.....اعقابکم...من ميخوام بگم حد وسط رو گذاشتيم و با افراطيگری کارارو خراب کرديم،.....حالا مونديم تو گل.....بياين تو ماه مبارکی از اوس کريم مددی بگيريم و از اين آدمايی که دلشون صاف تراز ماس ولی ظاهرشون نشون ميده دلجويی کنيم و تحويلشون بگيريم......خيلی از اينا پاک تراز ماهسن يه کم هم به محتوای روزه بيشتر دقت کنين، اگه چيزی ياد گرفتين به مای بيسوات وامونده هم بگين تا فهممون بره بالا.........زت زياد