سايه سنگين غم

مولا می رود و عزا می آید تا بماند ......اگر چشمان مشتیان و لوطیان عالم دراین عزا به خون نشیند که نشسته  عجیب نیست .......که برحق است.

کوفه تاابدیت درسایه سنگین غم فرو میرود........کشتی نجات نوح در مسجد کوفه به خون نشست.......... باشد که درکربلا باز بارایت حسینی سربرافرازد که ......حق ماندنیست و باطل  رفتنی

لوطیان دستمال فروگذارید......کلاه ازسربرنهید جامه سیاه بر تن، زنجموره بکشید سیل اشک ازچشمان حقیقت طلب برافشانید که الگوی مردانگی عالم  درخاک می آرامد.

مشتیان،دشنه برزمین اندازید،جامی ازشیر برسردست،نه دیرشده است دیگر،شیررا اثری نیست،جامی از می نیاز بردردرگاه بی نیاز......دری بسته نیست،دربزنید. اگرعلی رادوست بدارید درباز می شود......می خانه باز است.......اگر درنگشودند......اولاد علی رابه وساطت بفرستید........عباس آنجاست.......غم راازچهره مستان میزداید،همانگونه که ازروی خونین برادر زدود.......

کل غمهاازچهره زدوده می شود با ولایت علی علیه السلام

/ 7 نظر / 15 بازدید
ویروس

امام علي علت پذيرش حكومت را جلوگيري از ستم ستمگران معرفي مي كند و مي فرمايد: « سوگند به خدايي كه دانه را شكافت اگر خدا از دانشمندان تعهد نگرفته بود كه در برابر شكم بارگي ستمگران و گرسنگي ستم ديدگان سكوت نكنند مهار شتر خلافت را بر گردنش انداخته و رهايش مي ساختم.» ---- يكي از برنامه هاي امام علي عليه السلام اين بود كه هر روز به بازارهاي كوفه سركشي مي كرد و به بازاريان مي فرمود: « اي گروه بازرگانان از خدا بترسيد، پيشاپيش از خدا طلب خير كنيد و با آسان گرفتن بر مشتريان از خداوند بركت بخواهيد ... از ستم دست بكشيد و با مظلومان به انصاف برخورد كنيد و به ربا نزديك نشويد و كم فروشي نكنيد و حقوق مردم را كم ندهيد و در زمين به فساد سر برنداريد.» ---- سلام . امیدوارم خوب باشی. http://DataBus.persianblog.ir وبلاگ آپدیت شد. تحیر بشریت در مقابل علی (ع) 22-7-85 @@ نامِ تو @@ 20-7-82 + بذار برم + 19-7-85 @ می خوایی بدون کارت و تلفن وارد نت بشی؟ @ 18-7-85 http://DataBus.persianblog.ir در صورت ندیدن مطلب جدید، Ctrl+F5 بزنید.

صادق

با سلام ... انشالله که طاعات و عباداتون مورد درگاه حق قرار گرفته باشه .... سايت صادق به روز شد .... منتظر قدوم پر مهرتان هستيم .... التماس دعا .... محمد صادق الهام.... ما هم چنان مخلص شماييم .... نبودی؟؟؟

بی نام

ايوالله مشتی! اين يکي رو خودت نوشته بودی. به دل نوچه ها نشست.

ويروس

« ترس و آرزو» ترس همان آرزوی نهان است. ناهشیارانه زندگی خود را در تلاش برای اثبات این می گذرانیم که حق با پدران ما بوده چون مهم ترین چیز را به ما بخشیده اند؛ عشق را. اما داغ ترس های راستین شان را هم بر ما گذاشته اند. و ما، برای آن که تصاویر نیرومندی را که از آن ها داشته ایم، نابود نکیم، می گذاریم این ترس ها به ما منتقل شوند. تنها زمانی هراس خود را از هواپیما از دست دادم که در آغاز یک سفر اندیشیدم: این هراس از پدرم به من رسیده، و نمی توانم بپذیرم که او در اشتباه بوده باشد. باید نکات نیک گذشته را نگه داریم، اما هراس های غیر منطقی را کنار بگذاریم. امروز، با هر هراسی که رو به رو می شوم، واژه ی ترس را با واژه ی «آرزو» جایگزین می کنم و می پرسم: چرا آرزوی چنین چیزی را کرده ام؟ و معمولاً آن ترس / آرزو از بین می رود. (دومین مکتوب / پائولو کوئیلو) * Virus * My Weblog: http://DataBus.persianblog.ir My Group: http://groups.yahoo.com/group/Silver_Lake_110/

فاطمه

« فردا روزهای مرا می بینید و خصائص شناخته نشدهء من برایتان آشکار می گردد و پس از تهی شدن جای من و ایستادن دیگری به جای من، مرا خواهید شناخت» حضرت علی (ع)