دشنه های آهیخته

فیا سیوف خذینی.

نمیدانم شمشیرهای بر سر مسلمین تیز شده را بنگرم و استرجاع کنم ؟ یا بر تیرهای هدف رفته به سوی قرآن.

نمیدانم بر سر زمینه سازان اسلام طالبانی فریاد بزنم یا بر خود طالبان داخلی و خارجی؟

نمیدانم خنجر بر دل باید زد یا بر قلب؟

فقط می دانم قرآن مهجور است.آن را نمی خوانیم.مفهوم آن را نمی دانیم و چون دانستیم عمل نمی کنیم و گاهی که خواستیم عمل کنیم اسیر کید دشمنان شدیم و در کمند خدعه شان گرفتار آمدیم.

به بهانه عمل به قرآن با سیره پیامبر رحمت مقابله کردیم و اسلامی را پایه نهادیم که دین ترور و وحشت و بد نامی باشد.

اسامه بن لادن عددی نبود ولی چون ثروتش فزونی گرفت باید هم خودش بر باد می رفت و هم ثروتش.

ایران چون انقلاب کرد باید کشور مسلمانی چون عراق به او حمله می کرد و چون از جنگ فارغ شد و سازندگی آغاز کرد باید رجعتی می کرد تا آبادانی به ایستایی برسد.

شمشیرها بر تن یاران امام فرود آمد و نیزه ها به سوی رزمندگان دوران انقلاب و جنگ ببارید بر تن مجرمانی که جرمشان همراهی امام است.

چهره ای بسازید از دین که سرانش دزدند و فامیل باز و خائن.زودتر همه را محاکمه کنید و در خانه یا زندان حبس.......لازم است درنگ نکنید.

زمینه برای قرآن سوزی که آماده کردید خبر دهید.مرحله اسلام سوزی را آغاز خواهند کرد و چون آن مرحله را نیز با بهانه سازی و یاری خودمان به پایان بردند آماده باشید تا مسلمان سوزی راه بیفتد.

شاید انجمن حجتیه به نتیجه برسد و آنگاه امام زمان ظهور کنند تا ....

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
ذوالجناح

سلام چطوری رفیق سالهای قبل به هم سر می زدیم داشتم نظارت سال 82 نگاه می کردم وبلاگ شما رو دیدم اومدیم سری به دوستان قدیم بزنیم خوشحالم که هستی یا علی مدد زمان همه چیز را کهنه می کند مگر خون شهید(امام خامنه ای)

راز

چقدر دیر به دیر می‌نویسی ای قلی جان!