بچگی

راستياتش ما هوس بچگی زده به سرمون......آخه اين فاطی خانوم خوش انصاف که نميذاره از اين حالت در بيايم.......پس بذارين اعتراف کنم......ما دوس داريم بچه بشيم....جدی ميگم ......با خواهرا و بچه های همسايه طناب بازی......با پسر عموها الک دولک،بشینیم منش بازی کردن ووقت باختن صلوات نذر کنيم که ببريم و ضايع نشيم،......بااوتولک(نوعی روروک یزدی) بريم سر چشمه تو ييلاق و صبحانه بخوريم......با کلوخ ها کوره بزنيم(کلوخک) و سيب زمينی بپزیم.........متلک ها و لبحند بابا،نوازش و قصه های مادر (آخه يچه پررو بوديم وتا ۸ سالگی تو بغل مادر خوابمون ميبرد).......حاجيتون ميخواد لی لی بدوه  و کسی بهش نخنده،.....نگن اين مرتيکه گنده اين چه کاراييه ميکنه.........بادر و همسايه بازبون بچگی شوخی کنيم و بهمون بگن .....ولدالعالم نصف العالم.....زن همسايه موهامونو دوباره فر بزنه،ما کيف کنيم و مادر عصبونی بشه که اين زنيکه نفهم سر پسرم را فرزده.....پسر که نبايد موهاشو فربزنه......بادست از تو کوچه کلون در خونه مادربزرگو واز کنیم و بریم تو خونه ش اونم با گل انار واسمون قليون درست کنه.....بریم پيش بابا  و اونقدر غر بزنم که دوچرخه ميخوام.....اونم بگه پول ندارم،مام بگیم بدو از بانک بگير اصلا بهم چک بده.......اونم رو يه کاغذ چيزايی بينويسه و مام بریم بانک کشاورزی بغل محضرش که چک نقد کنیم،اونا هم بهمون بخندن و باشکلات بدرقه مون کنن......ميخوایم بریم پشت بوم اذون بگیم و دوباره يا پسر عمو دعوا کنيم که صدای کدوممون بلندتره.....سر ديوار تو ييلاق تو تابستونا بشينيم ودوسه تا خونه رو بپاييم و زن عمو رو سوال پيچ کنم......سر هر ساختمونی که تو کوچه مون ميسازن تو شهر بیرم فضولی و لقب آقا مهندس بهمون بدن..........شيرينيهای مادررو که قايم کرده پيداکنيم و جاش رو عوض کنيم.......وقتی مهمونش ميرسه التماس کنه تا جاش روبگيم ...........ما اين سبيل و دشنه رو نميخوايم ............من ميخوام بچه بشم........همين!

اين آقای خربوزه خورده پايلرزش نشسته هم مارو برده تو تذکره،خودمونيما اينجور پيش بره کم کم تو قصه ها هم اسم مارو ميارن.......ميشيم وزيردست راست.....آدم بده قصه ها،اين دختر فاطی خانوم آشی پخته که هنوزم دیگش چرب و چيليه......عنقريب يک افشاگری توپ دارم واسش.........بی خيالش......زت زيات........اينم عکسی از بچه پسر های شيطون

Qom18.jpg

/ 61 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسام الدین

سلام. يکی روبه من معرفی کن که بگه دوران بچه گي بده.خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنی. موفق باشی

mamaly_sia

بسمه تعالی ................ سلام .......... طبق رسمی که در پرشين بلاگ متداول هست خدمت رسيدم و از مطالب شما استفاده کردم .......... عيد نيمه شعبان را به شما تبريک عرض ميکنم .......... باشد از منتظران واقعی صاحب الزمان (عج) باشيم ........ از خدا ميخواهم همه ما عاقبت بخير بشويم ............ زت زياد .......ياحق.

جواد بورقانی

سلام قلی جون! چه روزای خوبی داشتين. البت هممون اين روزای شيرين رو داشتيم و گذرونديم و حالا واسه خودمونيم سبيل کلفتی شديم يا واسه خودمون خانومی شديم. // عيدت مبارک // موفق باشی و در پناه گل نرگس!

غير

يا هو بابا .خوبه ياد بچه گی افتاده به سرت

رضا

خيلي عزيزي ممنون از اينکه سر زدي

رها

سلام . عيدت مبارك ..همه ما هوس روزاي قشنگ بچگي مون رو داريم ..منم امروز دلم پرواز كرده تا خيابون ژاله ..جائي كه خونه گرم مامان بزرگ و بابا بزرگ بود همون جائي كه بچه بودم و هر سال به عشق امشب براي تولد گل نرگس كه بابا بزرگم هم اسمش بود و تولدش رو با هم جشن مي گرفتيم .. همون جائي كه بچه هاي خوب محل ،‌تو هر سبك و سياقي كه بودن تو اين روز آستين هاشونو بالا مي زدن و كوچه رو رنگ و وارنگ مي كردن ، شربت پخش مي كردن ، گلدونهاي گلي همه همسايه رو كه با ماژيك اسمشون رو مي نوشتن وسط كوچه مي ذاشتن ، مهتابي رنگي وصل مي كردن و .... يادش بخير .. خدا رحمت كنه همه رفته ها رو و سايه پر مهر اون بزرگوار بالاي سر همه .. عيدت مبارك ، هميشه يار يارت

koosar1

ميلاد نور اميد حضرت حجت مبارک باد