چرا دستات ميلرزه؟چراپاهات ميلرزه؟

میگن که قدیم مدیما بهای رفاقت یه شاخ سیبیل بود و بس .....زیر بازارچه داشتی میرفتی یه مشتی میگفت : بیخیال فرش بیا تو با کفش ....اونوخ میرفتی و شیکم صاب مرده رو با یه رون ناقابل گوسفند و یه دونه مرغ و.....از عزا در میاوردی......حالا چی؟

میریم پمپ بنزین به ماشین جلویی میگیم آخه نازنین؛ ما یارمون تو انزلی منتظرمونه میخوایم بریم دیدارش  یه ۱۰۰ لیتر ناقابل بنزینتو به ماخیرات کن .....یه نیگاه عاقل اندر سفیهی میکنه که نگو....... به همسایه بغل دستی خونه مون میگیم آخه همسایگی هم قاعده بازی داره....خوش انصاف تو که شبا آشغالاتو ۳ طبقه میبری پایین تو کوچه تقدیم گربه ها کنی مال مارم ببر آخه حالشو نداریم مام درعوض مهمونی که دعوتمون کنی تکبر نمی کنیم و میایم خونه تون که اینا رو دستت باد نکنه ......نیگاهی میکنه که از فرمایش خودمون پشیمون میشیم......

نامه نوشتیم به آق محمود که ما با این ویژگیهای تو پمون به درد وزارت میخوریم ......مگه اونا چی دارن که ما نداریم؟.......میگه هنوز مونده تا به ما برسی فعلا یه دوره سوماق سق بزن تا بعد.....

حالا تو این زندگی پرتلاش که می بینین چه زحمتی داره تا حرفمونو به افراد بفهمونیم یه مشتی اومده نومه نوشته بیا خونمو ن ...شایدم تو محله مون شوم بلمبون......میگیم باشه......میگه نه.....ما نومه نوشتیم تو هم باید کتبا درخواست بنویسی.....حالا در نظر بگیرین برا یه لقمه بوقلمون مای مشتی با یه عمر سابقه سورچرونی و زورتپونی سند بدیم دست مردم......این کار عقلاییه؟

میگیم آی آدمایی که اینجورین.....چرا دستاتون میلرزه؟چرا پاهاتون میلرزه ؟بدین بنزین به مشتی بدین شام توی هشتی........

اما بعد :اگه تو این ۳ ماه عزیز.......ایام رغایب؛اعیاد شعبانیه و ضیافت رمضانیه ما رو از دعا  محروم کنین اون دنیا با سیبیلمون دامی جلو پاتون میندازیم که بیفتین تولوپی تو تله و بیاین پیش مشتی تو جهنم.......

ضمنا اونایی که قصد دعوت التماس آمیز برای افطار دادن دارن از حالا یادشون نره با مدیر برنامه ها ما هماهنگ کنن که بعدا موجب دلخوری شون نشه....

زت زیاد و زن همین یه دونه فاطی خانوم بسه......آقایون دختر شوهر ندن که دامادای زن ذلیل و آدم فروش گیرشون میاد که با پاچه خاری مادرزن انتظاراتش رو از آدم بالا میبرن و آدم رو به بیچارگی میندازن.....

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی

پدرزن شدنتون بعد ۴ روز مبارک

ويروس

عشق شوري در نهاد ما نهاد // جان ما در كف غوغا نهاد *** داستان دلبران آغاز كرد // آرزويي در دل شيدا نهاد *** رمزي از اسرار باده كشف كرد // راز مستان جمله بر صحرا نهاد *** عقل مجنون در كف ليلي سپرد // جان وامق در لب عذرا نهاد *** بهر آشوب دل سوداييان // خاك فتنه بر رخ زيبا نهاد *** از پي برگ و نواي بلبلان // رنگ و بويي بر گل رعنا نهاد *** فتنهاي انگيخت، شوري در فكند // در سرا و شهر ما چون پا نهاد *** جاي خالي يافت از غوغا و شور // شور و غوغا كرد و رخت آنجا نهاد *** نام و ننگ ما همه بر باد داد // نا ما ديوانه و رسوا نهاد *** چون عراقي را، در اين ره، خام يافت // جان او بر آتش سودا نهاد == عراقي همداني

مداحی(منظرات)

يه زمانی بد دوره گردی می گردی استاد ؟! اما ظاهرا آقا داماد پاچه خوار ....

joupy

اووووووووووووووووووووووووووووووو خوب اگه یکی از من هم بنزین بخواد چپ چپ که هیچی اصلا نگاش نمیکنم..........راستی جمعه ها که منتظر آقائیمو پنج شنبه ها هم منتظر حضور خانواده ی دوست.ما اینیم نه اونی که دامادتون میگه..................راستی اصفهانیشو خوب اومدین.کیییییییییییییییف کردم.فعلا رخصت و سیییییییییییییییییییییییییییییی یوووووووووووووووووووو

لی‌لا- آبی آسمانی

من آخرين نفر بودم! هميشه آدم‌های مجازی از اين‌که اولين کامنت گزار باشن لذت می برن ... خوشحال نيستم که آخرين نفر بودم تا پيش از اين! چه حيف... شب های قدر هم رفت... ماه رمضون اما هنوز هست... دعام کنيد لطفن.

مداحی

بزمی که خدا به عشق بندهاش برپا کرد، درحال تموم شدنه. خوش به حال کسانیکه وقتی میرن مهمونی ، وقتی مهمونی تموم میشه وهمه دارن میرن خونه هاشون ... صاحبخونه بهشون میگه شما بمونید ... شما نمی خواد برید ... شما که از خودمونید ...

ويروس

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر ، یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی .