درد علی هجران فاطمه

سلام، آدم که نميتونه در تنهايی علی ساکت بشينه....آخه دل دريايی مولامون علی ع به موج آرام وزيبای فاطمه در تلاطم بود....دلی که چون صدفی دردانه رسول خدارا در بر می گرفت تا از تیغ حراميان منافق در امان باشد......و.....حالا رسول خدا که نیست تا به او چه گونه رفتن راياد بده.....خود رهبراست و راهبر......دلش به اين خوش بود که وقتی از نا مردی ها و نامرادی هادلش می گيره ، بغض گلوش رو می فشاره (که......تاب برتافتن انحراف کشتی بشريت از مسيرجزيره کمال رو نداره) به مثالی از رسول الله که بوی پيامبری و رسالت ورايحه دل انگيز بهشتی از او استشمام ميشه پناه ببره و راز دل بگه ....مشتی که نميتونه زير بازارچه اشک بريزه و دشمن اسلام رو شاد کنه .......سنگ صبورش،آرام جانش ، نصف وجودش و.....اميد و آرزويش .....ديگر نيست.....و....دستان پرتوان درب خيبرافکنش با فاصله ای کم، بی رمق ولرزان دو گوهر گرانبهارا دردل زمين به وديعت گذاشته تاروز ديگری  بشريت رااز ماندن نجات بدهند، .......تا......شعررفتن را زمزمه کنند.

درد علی درد تنهايی است!از نيستان بريده شدن،درد درکويربرهوت آمدن است  و ....اينک درد علی تنها ماندن......راستی که وصف شدنی نيست.....علی ديگه جز راز گويی با چاه چه چاره ای دارد؟

تاروزگارانی بگذرد،بالندگی حسن و حسين تکامل يابد........عباس برسد،محمدبن حنفيه کامل ترشود و......يکی باشد تا علی رابفهمد و ........علی تنها نباشد......

زت زياد و فاطی خانوم های پيرو فاطمه زياد باد .

اطلاح و گيراز فاطی خانوم

/ 6 نظر / 25 بازدید
بانوی شرقی

وای باورم نميشه ... اولين تاريخی که برای من کامنت گذاشتید مرداد سال ۸۲ فکر ميکردم ديگه نباشید و مثل بقيه وبلاگت ۱۰ قرن آپديت نشده باشه ولی خوشحالم که هستید و می نويسید

لی لا - آبی آسمانی

کاش از درد فاطمه(س) ميگفتيد برای علی (ع) ... علی خودش خيلی بزرگ است زمان هم داشته که ببينند همه بزرگيش را ... فاطمه اما ... فاطمه با آن چنان پدر با آنچنان همسری با آنچنان فرزندانی ... فاطمه آخ... آدمها اين روزها پدرش از چهارتا مردم روستايی بالاتر ميرود خدا را بنده نيست .. فاطمه اما...

سایموند

آری! درد علی غربت است... دعای زيبايی بود: انشاء الله!

فاطمه

سلام...روايت هست..که شب بعد از خاکسپاری فاطمه ی زهرا...حضرت علی از يارانش خواست تنها باشه....فردا صبح که سلمان به منزل حضرت علی می ره می بينه صدای گريه ی ايشون آنقدر بلند هست که در کوچه شنيده می شه...داخل خانه می شه و به حضرت علی می گه...عليُ مادرتون فوت کردن شما اينجور گريه نکرديد...پيغمبر خدا فوت کردن شما اينجور نگرستيد...چی شده بر شما؟...گفتند..سلمان امروز روزی هست که مادرم مرد...و پيغمبر خدا رحلت کرد...

سلمان

سلام مشتی.... نمی نويسی؟؟؟ ايام عزا به سر آمد وقت نوشتن نداری يا از ترس چماق اصلاحات فاطی خانوم نمی نويسی؟؟؟ بابا دولت مهرورزيه ... بيا مهر بورز .... راستی! عيد بر شما و خانواده محترمتان مبارک

عشق خدائی

یک سلامی دیگر خدمت دوست خدائیم امیداوره شکوفاه باشی وقتی از روی صدق ایمان سرشار از عشق محبت دوستی با ویتامین خوشحالی که در دلتون با افکار زیبایتون که درنوشته قشنگت خدارا در دل نقشه میبندید خدا همیشه در وجودت خواهد بود اوست که هرچه شما بهتر فکر خدائی را با عشق ایمان خدائی انجام میدهی او بیشتر کمک ما میکنه تا موفقیت را کسب کنیم این هم از گفته های قشنگت که سرشار از احساس خوبیهاست منتظر شما هستم با یک دست خط زیباتر شاد نورانی باشی لبند بزن تا شاد باشی ممنون دوستدار شما عشق خدائی/