باراک حسین اوبرما

ما که اومدیم و مشتی این محله شدیم نه کسی ما رو انتخاب کرد و نه نوچه هامون با رای دیگری اومدن سرکار.

بچه هامون درس خوندن و میومدن خونه با ما گف میزدن تا ثابت کنن ما هیچی نوفهمیم......هی ما میگفتیم: هیس.......اونا میگفتن: ایسم...اینجورالیسم و اونورالیسم و.......

اخیرا میگن بابا دموکراتا تو امریکا هری ولی جمهوری خواها خیلی......فرمودیم :منو سنن بچه ننه؟.......میفرمان اینقدر مهمه که رسانه های ما تو بوقش کردن تازه آقای صفار هرندی هم افاضه فرمودن......فرمایش داریم که بالاخره من که سوات موات ندارم دشمن من هم فری یه کتی هست ولی حالا شماها که سوات دارین این دو تا حزب کدومش براما خوبن؟....میگن : تا حالا تاریخ نشون داده سگ زرد برادر شغاله....

فرمودیم حالا اگه این یکی بره و اون یکی بیاد چی؟ میگن انگار اون یکی رفته و این یکی اومده.....

میگیم پس این رسان مسانه هایی که شما میگین چرابوقش کردن؟

میگن راستش تو بابا جون عوامی و از این چیزا سر در نمیاری.......

از اوقات تلخی زدیم بیرون از خونه و اومدیم زیر بازارچه می بینیم مردم از گشنگی دارن دنبال 5 سیر نون تافتون سگدو میزنن......نوچه ها را جمع کردیم که از انتخابات امریکا چی میدونین؟

میگن رای هم مثل مدرک دانشگاهی ورق پاره س بی خیال انتخابات......تقی ریزه میاد در گوش من میگه :رای من کو؟

/ 2 نظر / 23 بازدید
بی نام

سلام مشتی. ایول بابا! افتادی توی خط پاستور - بهارستان؟ ول کن اینا رو. بابا بیا دوتا عربده بکش دلمون واشه. چت شده این روزا؟ من که می گم اگه دوتا دیزی سنگی بزنی با 3 کیلو پیاز شاید یه خورده حالتت بهتر شه؟ نه؟ سفارش بدیم فاطی خانوم با ماهی تابه ای ، چیزی بازپروریت کنه؟

ع.ش.ق

ای قلی جان! کاش میشد نفس عمیق کشید