برايش

راس ميگم اوسای مشتيا بود .....واقعا نفسش رو هنوز بر وجودم احساس ميکنم .....مث باباهاش تازنده بود يه جور مظلوم بعدش هم هزار جور.....وقتی بود ميخواستم هزار بار بر دستای پر صلابت پر چينش بوسه بزنم ....اما هروقت اراده کردم ديدم صف بچه هاش طولانيه.....گفتم بذاربا مرام بمونيم ديگرون برن جلو.......روزی که رفت واقعا زنجموره می کشيدم پدرم روقبلا از دس داده بودم اما تازه معنی يتيمی رو فهميدم ....مادرم ميگفت اين بچه ايشونو بيشتراز باباش دوس داره....فاطی خانوم ۴ ماه خوراکش گريه بود .....
....هر چی بيشتر بزرگ ميشم ،هر چی بيشتر ميفهمم،.......هر چی بيشتر.....
...اينو با تمام وجودم حس ميکنم که ....بامرام ترين،مشتی ترين،دلسوز ترين،نترس ترين،عاشق ترين،عارف ترين، پرکار ترين،مظلوم ترین.......آدم ترين آدمی بود که من ميشناختم،يعنی از نزديک ديده بودم....(هرچن خودش میگفت آدم شدن محاله)حالا هم .....مث بچه يتيما واسش گريه ميکنم ،جای خاليشو حس ميکنم........از نامردی مرده خورايی که ميخوان ميراثش رو بر باد بدن رنج ميکشم......از نامردی بی وجودايی که حالا که نيس زير سوالش ميبرن عذاب می کشم....از دس بچه هاييش که بچه هاشونو از خوبيای اون خوب مطلع نکردن به طوری که راحت گول ميخورن و اونو با يه مش آدم ديگه برابر ميگيرن و نميدونن واقعا کی بودو چی بود دارم ميسوزم......بعضی وقتا می خوام تو کوچه ها بدوم و فرياد بکشم و بگم :آهای....اون، اينی که ميگين،نيس....يعنی نبود.....يه چيز ديگه ای بود.....آهای ....اونايی که وقت بودنش نيشخند ميزدين حالا خودتونو فرزندش ميدونين ،برين، گم شین.......برين پی پول جمع کردنتون.......آهای بچه هایی که اونو ندیدین و نمیشناسین ....اونو اینجوری که فکر میکنین نبود، برتر بود،یه جور دیگه بود، یه جور دیگه بود........
.ميخوام گريه کنم همين!
کاش بودی وبادیدنت رنجام کم میشد....حرف میزدی و عقده هام وا میشد.......کاش....کاش میتونستم سرم رو بذارم رو شونه ت و زار بزنم.......زار بزنم

/ 53 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان بانو

سلام همسايه! اميدوارم چشمه اشک فاطمه!!!!!!! خانوم خشک شود و شما هم مارا در غم خود شريک بدانيد. حيف اين اسم مقدس است که اينطور می نويسيدش. مشتی هستی و لوطی نه؟ پس بانو ها را درست صدا بزن! زنده باشی!

کيميا

سلام...نبينم که گريان باشی...من چيزی از اون زمانها زياد يادم نمياد با اينکه ۱۱ سالم بود..اما يکبار سعدت داشتم که از نزديک ببينمش..اين برام خيلی قشنگ بود و به يادموندنی

شازده خانوم

سلام ...اگه شازده ساربونه می دونه گوشی رو تو گوش کی فرو کنه!

زينب

دلمان را سنگين کردی و ديدگانمان را اشک بار ، لوطی ... بگذار تا بگريم ، چون ابر در بهاران .. کز سنگ ناله خيزد .. روز وداع ياران ..

Amir

ba Sallam Amir hastam az Teame Royaye Nime Kare, Mamnoon ke sar zadiid, dar morede nazaretoon dar morede englisii neveshtan, kollan maa bishtare matalebemono be farsi minevisim va oon harfaii ke be Englisi minevisim ham say mikonim taa onjaai ke momkene saade baashe ke sathe englisiiye khaanandegaano balaa bebare. Movaffagh bashiid

ساناز

ممنونم که بهم سر زدی . پيروز باشی .

غير

؟؟؟؟؟!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

دكتر سارشك

آقا دمت گرم ---چه ليستی درست کردی با -----چقد ريفيق داری ------پيشم بيا ---------------نوکرتم

mina

سلام!!خيلی قشنگ نوشتی !!موفق باشی