عيد و جشن و از اين چيزا......فقط طنزه.....

چن چشمه بشنفين بعدشم.......بی خيال شين

۱ـ زير بازارچه داشتيم نوچه هامونو رديف ميکرديم که زهرا خانوم  اومده ميگه بابا مشتی بابا مشتی يه خبر مهم دارم واست.....مام که منتظر بوديم اين ورپريده رفته باشه واسه باباش خواسگاری و خبر قبول طرف رو آورده باشه جلوی نوچه ها دهن گشادوسيبيلمون تا بناگوش واشد وگفتيم قربونت برم خبرت چيه؟ميفرمان٬ آخه تولد مامانه ٬خوب ميگيم باشه....ميگه خوب بابا پول بدين واسش هديه بخريم. ميگيم بابا از اين چیزا تو مرام ما نيس ....ميگه توی مرام ما که هس!!!!!.....عجب زبونی داره وروجک کلی مارو پياده ميکنه و ميره......بعدش بعديه مياد همين گفارو ميزنه ميگيم بابا جون داديم به گدا قبليه و رفت....ميگه اون مال هديه اون بود منم که بايد بخرم!......بعدش اون يکی آقا پسر مياد اونم ميگيره ....چارمی وقتی پولو ميگيره ميگه بابا دست خالی شب نياين خونه ها!!!!!کيک و هديه خودتون يادتون نره ....ميگم من از اين چیزا حاليم نيس ....ميگه اگه نگيرين مامان حاليتون ميکنن !!!!!!!!!!!!!شب کلی پياده ميشيم و بادست پر ميريم خونه....عجب جشنيه٬بچه ها شيرينی رو ميلمبونن ....ميگن بابا چربيت بالاس شيرينی نخوريا ميميری!!!!!فاطی خانوم هم ميگه ببين مرتيکه جون(اين مجبتش منو کشنه)چه بچه های ناز و با معرفتی برات تربيت کردم......دستی به جيب خالی شده ميزنم و ميگم درسته.....ايول.......
۲-زير بازارچه داريم سيبيلمونو تاب ميديم که پسر يزرگه مياد . ميگه بابا سالگرد ازدواجتونه٬ فراموش نشه ها.....بازم دونه دونه ميان . می تيغن و ميرن و شب جشنه . اونا می لمبوننن و ما هم چربی داريم ...... تو جيبمونم بی پولی داره سه قاپ ميندازه.........
۳- زير بازارچه معرکه گرفتيم و يکيشون مياد..........و تولد اون يکيه..........و تکرار
۴-......۴ بار تکرار به تعداد بچه ها
۵- شبه و رفتيم کپه مونو بداريم....یکی از بچه مشتيا مياد ميگه بابا فرداروززنه و روز مادر ميگيم منو سنن بچه ننه؟ميگه پول رورد کن بابا ......واسه دخترا و مامان هديه بخريم تا سور پیریز بشن ......لا مصب خواب رو به ما حروم ميکنه.......فرداشب دارن می خورن و می خندن و هورا می کشن....ما هم تو فکريم که چه جور قرض فری ريزه رو پس بديم..........
۶- زير بازارچه داريم واسه مردم خالی می بنديم که يه صدای زنونه آشنا ميگه:کمتر خالی ببند مرد٬!!!!!!!ملت ميزنن به خنده رومونو بر ميگردونيم ببينيم اين ضعيغه کيه که مارو ضایع کرد؟ می بينيم فاطی خانوم تشريف دارن.......ملت دوباره به ما می خندن.....کنف شديم يواش می خزيم کنار.... ميگيم: ارباب امر؟ميگه ٬پول بده ....ميگم ديگه واسه چی؟ميگه آخه تفلدته می خوايم سورفيريزت کنيم.ميگم با پول خودم؟ميگه حرف نزن ٬پول بده......چشم.....شب ميشه٬جشه و۱۰ درصد پولی که فاطی خانوم گرفته خرج ماشده بقيه ش؟.....دارن می لمبونن......ما چربی داريم ....شمع بلت نيستيم فوت کنيکم سر سيبيلمون مي سوزه به ما می خندن وروجکا....هديه هارو وا می کنيم.....اوليش مرگ موشه.....دومبش زنگوله س ميگم کاربردش چيه؟ميگن ببند به سيبيلت تا وقتی راه ميری همه بدونن بابا قلی داره مياد.......سوميش؟...
۷-روز پدره......اينا دارن می لمبونن....ما کادو هارو وا می کنيم از جيب خودمون ولی کاربردش مال خودشونه.....بازم ته جيبمون خالی شده......آخه واسه مردا که چیزی نمیشه خرید.....
۸-.....عيدنوروز....۹-.....تولد صغری خانوم همسايه ۱۰- روز بالینتاین(امان از بيسواتی)!!!!.....۱۱-....
بگذريم ما که شوخی کرديم و نوکر فاطی خانوم و بچه هاش هم هستيم و اينام به قدری با معرفتن که نگو ....یه عمر هم با داشته و نداشته ما ساختن و جیک نزدن(رشوه).ولی قصه اين هديه خريدنا رو بايد براش فکری کرد.....باعث دردسر٬جبران تصاعدی٬ و......نشه

بی خيالش ....زت زياد و زن چن تا

/ 58 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Virus

باور نمي كنم ، هرگز باور نمي كنم كه سال هاي سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد . يك كاري خواهد شد . زيستن مشكل شده است و لحظات چنان به سختي و سنگيني بر من گام مي نهند و دير مي گذرند كه احساس مي كنم ، خفه مي شوم .

پرت گو

ايول - با تريپ نوشتنت خيلی حال کردم مشتی . دمت گرم . راستش اولين بار بود که می اومدم اينجا ولی اينگار که يه عمره می شناسمت داداش. ضمنا از اين که مرام گذاشتی و به وبلاگ من قدم رنجه فرمودین خيلی ممنون.

Heaven Searcher

سلام... وبلاگ رو به روز کردم و مثل هميشه منتظرم ...باشه .. بی خیالش ... موفق باشي

s.hossein

واقعاْ با حال بود مرسی

سارا

سلام بابايی.... کجايين؟ آپديت نمی کنين؟

saray

سلام مشتی جان. چند وقتی بود از زير بازارچه ات رد نشده بودم. خوبی؟ البته قبلا ها با يه اسم ديگه می اومدم ولی فرقی نمی کنه به هر حال دوست دوسته. پس چرا اپ ديت نمی کنی مشتی؟؟

حامد

عيد بعدی اومد .. به روز نم کنی آقا .. ؟؟/ منتظريم..

Virus

زمونه اين مدلياست ديگه مش قلي ! بايد كه خرج كني ! حالا ميشه يه جقله كمترش كرد ! ولي در كل بايد اين كارها رو كرد ! مجبوريه ! خب تقصير خودت است كه چربيت بالاست و نميتوني تو اين جشنهايي كه از جيبت ميره شركت كني و شيريني بخوري !