دلیل

خانوم آسمانی  که از مشتريهای دايم وبلاگشان هستیم فرموده اند که  مشتی چی شده نوشته ای نميزنی تو رگ.....؟...از اونجا که ريفيقی داشتيم يه اسم ممد خشک(به لهجه یزدی ميشه خوشگل) يه روززير بازارچه معرکه گرفته بود وکلمه های غلمبه سلمبه ای اين مرحوم مظلوم به کار می برد که در فهم مای عوام نبود فقط يه روز که خيلی زورزديم يه کلمه ش يادمون بود که پاسخگو بود اونوخت رفتيم تو ديکشنری نيگاه  کرديم ديدیم معنيش يه چيزی تو همين مايه جوفاب و اين چيزا ميشه  پس از اونوخت تا حالا بعضی وقتا بهمون الهام مبشه نامه ای بنویسیم يا جوفابی بديم و بنا بر اين عادت نکوهيده می خوايم خدمت ليلا خانو م عرض کنيم يعنی پيغومشونو جوفاب بديم که .......از وقتی مدتی غيبمون زد و ممودريزه به جای مملی کنترل بازارچه رو تو دستش گرفته ما مامور ياددادن نماز و روزه و خصوصا نمازشب و آداب خوندن نمازهای نافله  به جماعت و.....شده ايم فلذا فرصت سر خاروندن نداريم چه برسه به اين که به عمل مذموم وبلاگ نويسی دست بزنيم و مختصر آسایشمون رو از دست بديم .....جاتون خالی ديشب جورجی جون به آبجی کوندی اقتدا کرده بود و تونی هم به آنجلا و د .......می خوندن، که نگو و ......اين نيست جز حاصل ارشادات مشتی ....حالا خودتون قضاوت کنين مسوليت ارشادسران جهان مهمتره يااداره بازارچه و اين وبلاگ فزرتی؟

زت زياد و سايه فاطی خانوم از سر حاجيتون کم مباد

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

سلام. وبلاگ جالبی داری . يزدی رو هم به لهجه فصيح صحبت ميکنی. خوشم اومد. خوش بگذره

پریا

سلام .. هر چيزی در حد خودش و در جای خودش ! ايمان قوی داشتن حلال همه مشکلاته مگه نه مشتی!! دعا کنين برامون

سيد مجيد

به نام حبيب و محبوب. سلام مشتی. خوبی. ارشاد مردم خوبه اما به شرطی که غير ارشاد آدم حواسش به دورو برش هم باشه. التماس دعا

رهپویان

بنام الله....من دست های پینه بسته ای را میبینم که به سخره گرفته میشود....من ایرانی را میبینم که تنها دم از عدالت میزندو بویی نبرده....من دلهای شکسته ای را میبینم که تنها برای اشک های کودکشان شکسته...من پاهای برهنه ای را میبینم که خیابان را با افتخار طی میکند شما چه میبینید؟؟؟منتظرنظراتتون توی کلبه ی درویشیم هستم ...یاحق و التماس دعا

فريده

من ايحساس ميکنم شوما داريد حرف سياسی ميزنيد!

رهگذر

آقا نماز شب هم ياد ميدين؟ رکعتی چند؟ خوب ملت رو سياه کردين و خودتون حال ميکنين! من رو نمی تونی سياه کنی! التماس دعا.

میثم

سلام اقا ما از وبلاگت استفاده کردیم همین یه ذره طنزی که تو ش هست ما را به وجد اورد وقتی کردی برادر به ما هم سر بزن

بی نام

سلام مشتی. اين يکی با همه شون فرق داشت. جوری که احساس کردم اونو يه نفر ديگه نوشته. زير گذر قبلی دم غروب يه حال ديگه ای داشت!

سلمان

سلام مشتی ... تسليت ميگم ايام عزای مادر سادات رو .... می بينم يه رهگذر زير بازارچه گرد و خاک کرده :)) ... ميای ما هم بريم زير بازارچه و جدی جدی نماز شب خوندن واقعی رو ياد بعضيا بديم ؟ راستی! شنيدی آقايون گفتند که اصلا گرونی نداريم و اينا دروغه ؟ سمت ولایت شما گرونی هست يا نه ؟