قافله،

قافله رفت و من جاموندم٬انگار که در خواب موندم....از مجتبی،مسعود، سيدعلی،جواد، محمد و ........عقب موندم.....چه ضرری از اين بالاتر!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

قافله می رود و من واموندم.......محمد علی و دو تا حاج غلام و..... شبانه راه سفر بستند و رفتند و من موندم با کوله باری به سنگينی درد و با خرج راهی تهی، هيچ هيچ....چه فقير،بی چيز و بی کسم من......بيا و دستگيرم باش....پارسال لااقل نشاط دهان بستن را داشتم که اين هم رفت......تاتو چه بخواهی؟

تو که به نخواستگان می بخشی،و به درخواست کنندگان عطاخواهی کرد........درياب که با دست تهی آمده ام،و اگه تو نخوای دستی هم برای خواستن نميماند ،و توفيقی هم......

خودت درياب به حق مشتی گری خودت،و صاحب اين ماه،و عيد های عاشقانه اين ماه....ببار بر ما.....ببار بر من.... ببار باران رحمتت،بتاب نور محبتت.....تو عشق منی  مشتی......

کاش گرمای وجودت را با ذره ذره اين تن خاکی و روح سرکش سرگردان بين حقيقت افلاکی وجاذبه ناپاکی، حس کنم و بيايم.......آيا ماندگانم را به کسی می سپاری؟ آيا به درگاه تو مراراهی هست؟....پرپروازی هست؟

/ 55 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dadarkk

پرواز به شرطی که اسبم خدا باشه...

zahra

سلام آپديت کردم بيا ببين راستی دمت گرم

حميدرضا

بسمه‌تعالی. سلام. اولين‌باره که می‌آيم. حتما به رسم لوطی‌‌ها: قدمم رو چشم!!! اووووووووووووووه حال کردم بخدا مشتی، کرتيم، خيلی باحالی داداش، مرامت حرف نداره، يک‌يک، توپ. نمی‌دونستم تو جمع وبلاگ‌نويس‌ها هم آره ... ناز شصتت چه متن باحالی. انشاءالله تو اين ماه دلربای شريف، مولای همه مشتی‌ها و لوطی‌ها دست نوازش به سر هممون بکشه ... يا من يعطی من سئله يا من يعطی من لم‌يسئله و من لم‌يعرفه تحننا منه و رحمه ... اومدی پيشم خبرم کن قربونی کنم. زت زياد کرتيم. يا علی (ع).

بيگودی

البته که راهی هست وقتی اميد هست(البته اميد پسر همسايمون رو می گم ها)

ٌصادق

سلام .... وبلاگ صادق به روز شد .... منتظر حضور گرمتان هستم مانند هميشه .... در پناه حق

نخودسياه

قلی خان سلام! شومام شاد زی. آقا منت گذاشتی. شرمنده فرمودی. اميدوارم بيشتر بتونم خدمتگذاری کنم

رهـا

سلام .. مهربون يار يارت