تولد

سلام......
....تولد نوروز مبارک......همه تون به قدرعمر زمين شمع روشن کنين
....شايدم خدا هر سال به ستاره هاش يه ستاره نو اضافه ميکنه ميگه اينم يه شمع تولد برا زمين.
.....راستی اين زهرا خانوم دختر فاطی خانومهم روز شنبه تولدش بود.......زهرايي تولدت مبارك......ولي وبلاگتو ول كردي ....اشكال نداره حق با باباته بعداز تير ماه بيا بنويس و وبگردي كن...شايد تو خونه تون ۲۰ شمع روشن شده باشه ....نميدونم موقع فوت كردن كه نسوختي؟
....ايشالله ستاره هات هميشه درخشش داشته باشن.
......عيدي ماهم يادت نره.
......آخر سالي باما سر آشتي داشتي خدا هميشه باهات آشتي باشه.
......................۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
..........انشاالله سال نو باستاره هاي درخشان و خورشيد فروزان راه به كهكشونها پيدا كنين بچه هاي وبلاگي......
.....امروز از مشتي گري در اومديم و يه جورديگه نوشتيم .........بي خيالش.....

/ 41 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حاجي مرضيه

مي دوني! همچين از مشتي ها بيشتر از بقيه خوشمون مي آد. چون رو مرامشون مي تونيم حساب كنيم؟....؟ بگو رفتي خونه ي رفيقمون توي حرم راهت داد. بوي دل سوخته ي اين حاجيت رو شنيدي با مرام؟به وبلاگ ما هم قدم رنجه كن ،منتظرما!

reza

سلام مشتی.....سال نو مبارک

...

بی معرفتی ما را ببخش .ممنونم که به ما سر ميزنيد .

داني كوچولو

سلام حاجی. عيدت مبارک.صد سال به اين سال ها.سال نو سيبيل نو.خوش باشی لوطی.ما چاکرتيم.ما پرز روی دستمالتيم،ما گل چسبيده به بند کفشتيم، ما... مخلصتيم.يا علی

ilia

سلام...هنوز که ننوشتی!

مژگان بانو

سلام همسايه! بنده مشتي و لوطي نيستم. اما از انجا كه گفته اند جواب سلام واجب است و شما هم به بنده سر مي زنيد امدم براي عرض ادب. در ضمن بنده آبجي شما هم نيستم. يك همسايه ام. همين. زنده باشيد.

رضا

سلام تبليغ شما را زياد کردم اما... نميدانم چرا سبکتون عوض شده .... ایمان دارم حکمتی است که بعدا معلوم ميشود

اون يكي

سام داداش.... بوي رفقاي قديمي فضا رو بدجور بيريخت كرده.... در هر صورت من رو چه به اين طور حرف زدن.... اميدوارم موفق باشيد و هميشه لوتي.........

خلوت گزيده

«آدمي وقتي رابطه اي را آغاز مي كند هر رابطه اي كه باشد,از همان ابتدا همه چيز را درباره ان مي داند...كافي است شخصي را در حين گذر از يك در ببينيم,به شيوه سفر روحش بنگريم,تا همه چيز را درباره اش حدس بزنيم...گذشته,حال و اينده...آن چه معاشرت در اينده به ما مي اموزد,از همان لحظه اول مشخص است».......و راستش من عبور تو را ديدم...مي خواندم...مي شنيدم...ميديدم...مي ديدم...من از ميان فاصله ها ديدن را بيشتر مي پسندم...و ديدم و شايد نداني و خودم هم نتوانم بگويم كه چه حسي دارم به تو...شايد بشود گفت غبطه...شايد هم.......مي بيني كلمات كوچكند و بازهم در مقابل آنچه دل مي خواهد بگويد كم مي اورند......دوست بزرگم...يادم نيست كه عيد را قبلا تبريگ گفته ام يا نه...اما حتي اگر هم گفته باشم...باز هم مي گويم...هيچ وقت براي يك تبريك كه از دوست داشتني عجيب سرچشمه مي گيرد دير نيست.....عيدت مبارك...عيدت مبارك...راستي اگر اينها را خواستي پاك كن...راستش اگر مي خواستم اينها را در نامه اي دو طرفه بنويسم بايد به انگليسي مي نوشتم كه خوشم نمي آيد...يا علي...