بی خطر

یکی از دوستان عزیز که اتفاقا خیلی هم عزیزه و خیلی هم خطرناکه از حاجیتون خواسته هروقت مینویسه بی خطر بینویسه که گربه شاخش نزنه. مام که راسی راسی ترسوییم گوش کردیم و برااین که به جایی برنخوره قصه شنگول و منگول رو براتون مینویسیم.:

یکی بود یکی نبودامااونی که هیچی نبود فکر میکرد که همه چی بود ولی اونی که همه چی بود توآسمونانشسته بود.واونی که هیچی نبود ادعای شاگردی اونومی کرد.

یه روز مادر ببعی ها که داش از خونه در میرفت گفت بچه ها نذارین خونه تون به دس نامحرما بیفته و آغا گرگه بیاد بخوردتون.اتفاقا یکی ازاونا که قبلا بهش گفته بودن اگه خلاف جهت مردماراه بری دس وپات میشکنه فراموش کرد و با دستایی که تا مرفق رنگش سرخ بود اومد بچه هارو ببلعه.بچه ها گفتن تو کی هستی؟گفت من؟ ننه تونم ......

اونم چه  ننه ای دایه مهربون تراز مادرتون.....گفتن دساتو نشون بده ....وقتی دیدن خونالوده گفتن:برو دنبال کارت تو که آغاگرگه ای......

رفت و با قیافه جدید اومد یه کم علف سبز رو صورتش و گردن بند مروارید سفید به گردنش و شلوار قرمز به تنش.....این بار که اومد بچه هااز درز در که دیدن سبزی داره داشتن فکر میکردن که چراباننه شون فرق داره یه هو پرید تووگفت وقتی میگم من ننه تونم پس هستم اگرم قبول ندارین اصلا برین از کدخدا بپرسین.

چشتون روز بد نبینه اینارو گرفت.....شنگول گفت:آخه لامصب مگه من چه کار کردم؟ آغا گرگه گفت: آخه اسمت  دو خردادیه پس حتما آب شنگولی خوردی که شنگولی......باید بیای و اعتراف کنی که آره من غلط کردم و......اگه باور نداری برواز شعبون بی مخ بپرس اون خوب توجیهت میکنه اگرم اون نبود وارث که زیادداره....ازاونابپرس

منگول گفت آغاگرگه من که شنگول نیستم پس منوواسه چی گرفتی؟:اغ گرگه گفت آخه میدونی منگوله واسه چی خوبه؟پرده های اشرافی منگوله دارن و تو حتما بااکبرپولداردستت تویه کاسه س باید بیای و بگی من آلت دس پولدارابودم و غلط کردم.......اگه قبول نداری برو از چاوز بپرس آخه اون پول رو خوب میشناسه و فرق 100 میلیارد و دویست میلیارد رو خوب می فهمه.....واسه همینم به من درس خصوصی میده و من شاگرداول کلاسشم.

حبه انگور مادر مرده گفت خوب من که اسمم یه جوردیگه س .....گرگه گفت :اتفاقا اگه توتوآفتاب رابری ازمسکرات میشی و ضددین.پس اجنبی صفت هستی.اگه باورنداری برو از پوتین بپرس اونا خوب مصرف میکنن وخبردارن کدومش خوبه کودومش بده......

اوضاع تواین حال و هوا بود که مردم ریختن و داشتن اینارو نجات میدادن که کار بیخ پیدا کرد من که نفهمیدم چی شد.....فقط شباصدای الله اکبر به گوشم میرسه نمیدونم کیس زاییده که اذان بی موقع میگن یا میخوادبزاد....وقتی هم میخوابم که خواب تقلب می بینم.اگه کسی فهمیددنیادست کیه به ماهم بگه تااز گیجی در بیایم

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
سلمان

سلام ... چند اشتباه داره داستانتون : اول : اونی که اومد اینا رو دزدید، گرگ نامحرم نبود، یه نااهلی بوده از توی خودشون ، که تا مادره بود نمیتونست هر غلطی که میخواد بکنه، مادره که رفت, ........ دوم : الله اکبر گفتن 3 برداشت داره : اول از دوم : کسی نمیزاد، گاو ملت ایرانه که داره میزاد دوم از دوم : کسی نمیزاد، انقلاب ماست که داره میزاد. سوم از دوم : کسی نمیزاد، اما اگر کسی بخواد زرت و پرت کنه و مسجد ضرار بازی در بیاره، همچین میدنش دست قابله های اوین 7 قلو ازش در بیاد. سوم : خواب تقلب ؟ تو بیداری چی ؟

محبت

راستش من هم از همون متقلبها هستم که رای دادم و بعد فهمیدم که ای وای رایمو از رو دست یه عده متقلب نوشتم !!!!.... و اینجوری بود که تعداد متقلبها زیاد و زیادتر شد !!! حالا هم منتظرم ببینم مجازاتمون چیه ؟ اقلنش اینه که ما هم از این گیجی در میایم ! آخه ما که قصد تقلب نداشتیم بعدا فهمیدیم تقلب کردیم !فقط دعام اینه که هر چی میخواد بشه به صلاح کشور باشه ! همین مشتی .... عرضی نیست !

حامد

بسی کیفور شدیم این لینکهای کنار صفحه رو هم اگه یونیکد بکنید خوب میشه اونوقت ما هم میتونیم بخونیمش زت زیاد

نرگس فتحی

سلام عمو خیلی لطف کردید که برام پیغام گذاشتید ! اینو از صمیم قلب میگم و به شدت معتقد و منتظر یک خیر کثیرم ! تو فیس بوک نمی تونم برم که اد کنم ! فیلتر شکن ندارم :(

بهزاد

آی سوختینا! فکر کردین الکیه ؟