جوانها

يا معين

مولامون که پيغمبر خدا بوددرزمونی زندگی می کرد که جو غالب دنيا پير گرايی بود به طوری که برای جوونها ارزش اساسی در حکومت قائل نبودند.

در عرب اشرافيت و شيخوخيت خاکم بود.در کشورهای شرقی مانند چين٬ و هند وايران آيينهای هندو و بودايی و کنفسوس و زرتشت  و....در اتر گذشت زمان متکی به کاهن ها و مغ ها و.....شده بودند(البته همه اين اديان بعيد نيست که در شروع توحيدی و الهی بوده باشند و در گذر زمان به تحريف کشيده شده باشند بالاخره ۱۲۴۰۰۰ پيغمبررو که مانميشناسيم).......درغرب هم کليسا با تحجر اسير اسقفها و کاردينالهای گذشته بود(اين داستان در غرب هم  تا قيام سنت فرانسيس و....ادامه داشت).............

تو اين وضعيت پيغمبری پيدا ميشه که با جوونها نشست و برخواست ميکنه٬اونارو جانشين خودش تو مکه(ليله المبيت)و فرمونده سپاهش ميگذاره(درجنگهای مختلف از مولاعلی استفاده شد و فرماندهی اسامه بن زيد ۱۹ ساله نمونه بارزی از اين جوانگرايی هست)....در موارد مختلف بااونا مشورت ميکنه،کشتی های اونارو داوری ميکنه،....باهاشون ميشينه و شوخی ميکنه ،.....آدمی تا صادق و مردمی نباشه جوونها بهش گرايش پيدا نميکنن (آخه جوونا کم تر مصلحت انديش هستند)وکسی که متکی به پيرمردهادراداره جامعه بشه محکوم به شکسته.........اگر اسلام نفوذ اجتماعی داشت يقينا به خاطر اشتياق جوونها به حقيقت و به پيغمبر بود واگر پيغمبر نفوذی روی جوونها داشت به خاطر اين بود که حرفش با عملش يکی بود.مردم از آدم دورو و شعاربده و کسی که اهل عمل به حرفاش نيست بدشون مياد.......مولای ما که از اين طايفه نبود .......به همين دليل نفوذ زيادی داشت.....و جوونها مثه پروانه دور شمع وجودش می چرخيدندو بااو اوج ميگرفتند و پرواز می کردند.

مولامون معتقد بود بايد با جوونها بازبان خودشان و متناسب با فهمشون حرف زد.......جوان در هردوره هم زبانش با دوره های ديگه فرق ميکنه و هم سطح دانشش.من نميتونم با آدمی که از نسل بعدازمنه با منطق ساليان و نسلهای قبل از خودم حرف بزنم و انتظار داشته باشم اونا هم منو درک کنند و حرفهای من رو بپذيرند.اصول يکيه ولی نوع بيان و روش اجراش فرق ميکنه.....واسه همينم منطق آدم و نوح و ابراهيم و موسی و............سلام الله عليهم متفاوت بود.چون زمانه فرق ميکرد و ..............از همه تکامل يافته تر منطق و بيان مولامون رسول الله ص بود.

سر ورمز وراز فتح مکه٬نفوذ درکشورهای همسايه و......همه و همه٬صداقت،عمل کردن به شعارهای پيامبررحمت ص وجوانگرايی آن بزرگوار بود نه زور شمشير........درموردزور شمشير بعدا بيشتر توضيح خواهم داد

عزت زياد

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بي نام

سلام.استفاده کرديم. عزتت مستدام مشتی!

دنیا

سلام - خسته نباشی - من امروز اولین بار با وب شما روبرو شدم - جالبه - حداقل مطالبش با دیگر وبلاگها فرق داره - موفق باشی

meisam

وای از زور و زر وای!حدف ديگه ای هم ندارم بزنم...

mohadese

با شما کاملا موافقم...

هستي

متن جالبي بود ... خيلي ممنون كه به وبلاگم طراوت دادي ... در ضمن با توجه به توضيحي كه خودت داده بودي معني ايول شما رو هم فهميديم ( با لبخند) موفق باشي و پيروز

yasmin

اون مولامون بود. آخ اگه مولا الانم بود چی ميشد.

teez

اولا سلام دوما چند وقت پيش يه توضيحاتی راجع به کامنت ها دادی و جالب بود سوما: به هر حال يه جورائی با جوونها حال نميکنی ...می دونی لهجه ی نوشتن لهجه ی جوونا نيست البته دلت می خواد با جوونها باشی اما فکر کنم موفق نبودی بزعم انديشه خودت..... آقا شرمنده ديدم اينجا همه تحويلت گرفتن کفتم يه ضد حالی هم زده باشم ...جدی نگير سر جدت ...بی خيال حرف ما ولی باور کن اونی کخ نوشتم با جوونا حال نمی کنی اينجوری احساس کردم ....يا حق

غير

هر کسی دين خودش زا بالا ميداند ما هم اسلام را ان هم از نوع شيعي....زت زی

masomeh

سلام...من هر وقت اومدو اينجا ۲ تا چيزه حسابی ياد گرفتم...از مدرسه بهتر اين جاس.......زت زيات